مراقبت از طبیعت
یک، دو، سه، زنگ مدرسه… .
بچهها امروز توی مدرسهی امید، امیرعلی دربارهی سفری که رفته بود میگه: سفرمون خیلی خوب بود… رفتیم توی جنگل آتیش روشن کردیم، غذا خوردیم، بازی کردیم، خیلی کِیف داشت. تاب هم درست کردیم…
خانم معلم میگه: حواستون بود که به طبیعت آسیب نزنید؟
امیرعلی: یعنی چیکار باید میکردیم؟
بچهها بیایین بشنویم که وقتی توی طبیعتیم، باید چه کارهایی برای مراقبت از طبیعت انجام بدیم